وَ قَالَ (علیهالسلام):«قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِيَّةٌ فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَيْهِ».
واژهشناسی
واژهکاوی
«وَحْشَة» به معنای تنهایی[10]، بريدن از مردم[11] و دوری دلها از دوستی و محبت است.[12]
«وَحْشِيَّة» مؤنث «وَحْشِيّ»[13] به معنای هر آنچه که از انسان دوری کند[14] و مقابل اهلى است.[15] این واژه در تقابل و تضاد با مفهوم انسانیت یا مأنوس بودن قرار دارد.[16]
«أُلْفَة» به معنای انس گرفتن،[19] دوستى و همنشينى است.[20]
«تَأَلُّف» به معنای مدارا، انس، محبت،[21] مهربانى و دوستى متقابل است.[22]
«تَأَلَّفَ فُلانٌ فُلانًا» زمانی بهکار میرود که شخص با دیگری مدارات کرده، با او همنشین و مأنوس شود، به او نزدیک شده و ارتباط برقرار کند؛ تا اینکه او را بهدست آورده و به سوی خود متمایل سازد.[23]
«قُبْل» به معنای روی آرودن به چیزی است.[26]
«إِقْبَال» به معنای توجه نمودن[27] و روبهرو شدن با امری از روی میل و رغبت است.[28]
«أَقْبَلَ» مخالف «أدبر؛ پشت کرد» است.[29]
«أَقْبَلَ على الشيء» یعنی شخص به چيزی روى آورد و ملازم آن شد.[30]
تفاوت «إقبال» و «مجیء»:
«إقبال» به معنای وارد شدن و نزدیک شدن به چیزی از روبهرو است ولی «مجیء» به معنای نزدیک شدن از هر طرفی است.[31]
ترجمهها
(نهج البلاغه، ترجمه فقیهی، ص664)
(نهجالبلاغه، ترجمه حسیناستاد ولی، ص477)
(نهج البلاغه ترجمه روانباشرح واژگان، ابوالفضل بهرام پور، ص686)
«دلهاى مردم رمنده است (با هم آشنائى ندارند) پس هر كه آنها را (با همراهى و نيكى و دوستى) بدست آورد باو رو مىآورند».
(ترجمهوشرحنهجالبلاغه، فيضالاسلام، ج6،ص1111)
شروح
(ترجمۀ توضیح نهج البلاغه، آیت الله سید محمد شیرازی، ج4، ص367)
امام (عليه السلام) وحشت را در اينجا اصل قرار داده است، بدان جهت كه انس و الفت امرى اكتسابى است، وحشت، آن نامأنوسى و بيگانگيى است كه درخور آشنايى و انس و الفت است. معناى عبارت روشن است.
(ترجمهشرحنهجالبلاغه، ابنميثم، ج5، ص455)
(جلوهتاريخدرشرحنهجالبلاغه، ابنابىالحديد، ج7، ص267)
امام (علیه السلام) در این حکمت به اهمیت آگاهی در ارتباطات انسانی و مهارتهای اجتماعی اشاره میفرمایند. در ابتدا یکی از حالات طبیعی انسان را بیان فرموده «قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِيَّةٌ؛ دلهاى مردمان (نسبت به همديگر) رمنده است» و در ادامه به بیان چارهاندیشی در مقابل این حالت انسانها میپردازند. «فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَيْهِ؛ پس هر کس با اين دلها الفت گيرد، به او رو مىکنند»
طبیعت رمنده دلها
ممکن است منظور از عبارت «قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِيَّةٌ» بیان وحشت، بیگانگی و عدم صمیمیت بین انسانها باشد؛ چنانچه اگر انسان فردی را ببیند که شناخت قبلی از او نداشته باشد، ، انس، تمایل، محبت و ارتباط قلبی با او ندارد و نمیتواند به چنین شخصی اعتماد کند.
برای مثال، شخصی که به تازگی وارد یک شهر، محله، یا حتی خانوادهای شده است، در ابتدا با هیچ کدام از افرادی که میبیند، احساس صمیمیت، انس و الفتی ندارد. اما با گذشت زمان با دریافت محبت، مهربانی، دوستی و همدلی، از جانب اطرافیان با آنها احساس راحتی کرده و صمیمی میشود. رفتار از روی فهم و همدلی، کلیدی برای ایجاد ارتباطی صمیمانه است. بنابراین، انس، الفت، دوستی و صمیمیت با دیگران باید به دست آید و این فرایند، نیازمند زمان و تلاش است.
کلید جذب دلها
امام (علیه السلام) در ادامه میفرمایند «فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَيْهِ» ارتباط مثبت و توانایی در ایجاد الفت، میتواند به جذب افراد کمک کند. اگر انسان با دیگری مدارا و به او نیکی کند، در مقابل، او نیز به شخص روی میآورد. این روی آوردن میتوان به معنای محبت، مهربانی، احترام، همراهی و پذیرش، از سوی او باشد. همانگونه که امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند: «اَلْإِنْسَانُ عَبْدُ اَلْإِحْسَان؛ آدمى بنده نيكى است.»[32] یعنی طبیعت انسان نیازمند دریافت محبت از سوی دیگران است، حال به هرگونهای که بروز داده شود. زمانی که شخص احساس کند که از فردی این محبت را دریافت میکند، ناخودآگاه به سوی او متمایل شده و هواخواه او میشود.
بنای مستحکم روابط
این تأثیر متقابل در روابط، یکی از اصول بنیادی در تعاملات انسانی است که سبب بهبود در روابط خانوادگی، دوستانه، اجتماعی و محیطهای کاری میشود.
از اینرو رابطهای شایسته، صمیمی و قابل اعتماد، نیازمند آگاهی، مهارتهای اجتماعی و تلاش مداوم است و این مسئله، اهمیت والای دوستی و رابطه صمیمی بین افراد را میرساند. انسان باید متوجه این نکته باشد که دوستی و صمیمیت امر ارزشمندی است که ساده به دست نمیآید و انسان باید در نگهداری آن نیز کوشا باشد؛ همانگونه که امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند: «فَقْدُ اَلْأَحِبَّةِ غُرْبَةٌ؛ از دست دادن دوستان، غربت و تنهايى است.»[33] چرا که نتیجه از دست دادن دوستان، تنهایی، انزوا و دور شدن از جامعه است که میتواند تأثیرات ناخوشایندی بر انسان بگذارد.
این حکمت، درس ارزشمندی در هنر برقراری ارتباط مؤثر و نفوذ در دلها ارائه میدهد. فردی که بتواند این ظرافتها را در تعاملات خود به کار گیرد، میتواند شاهد ارتباط صمیمانه و مؤثرتری با دیگران باشد.
[1]- کلید گشایش نهجالبلاغه، ص661.
[2]- کلید گشایش نهجالبلاغه، ص303.
[3]- کلید گشایش نهجالبلاغه، ص813.
[4]- کلید گشایش نهجالبلاغه، ص15.
[5]- کلید گشایش نهجالبلاغه، ص634.
[6]- مفردات نهج البلاغة، ج۲، ص۱۱۲۴.
[7]- معجم مقاييس اللغة، ج6، ص91.
[8]- مفردات ألفاظ القرآن، ص858.
[9]- التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج13، ص56.
[10]- الصحاح تاج اللغة وصحاح العربیة، ج3، ص1025.
[11]- فرهنگ ابجدی، ص979.
[12]- مجمع البحرين، ج4، ص157.
[13]- فرهنگ ابجدی، ص979.
[14]- كتاب العين، ج3، ص262.
[15]- مفردات نهج البلاغه، ج۲، ص۱۱۲۵.
[16]- مفردات ألفاظ القرآن، ص858.
[17]- التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج1، ص118.
[18]- معجم مقاييس اللغة، ج1، ص131.
[19]- قاموس قرآن، ج1، ص93.
[20]- فرهنگ ابجدی، ص124.
[21]- مجمع البحرين، ج5، ص26.
[22]- فرهنگ ابجدی، ص201.
[23]- تاج العروس من جواهر القاموس، ج12، ص92.
[24]- معجم مقاييس اللغة، ج5، ص51.
[25]- التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج9، ص206.
[26]- كتاب العين، ج5، ص166.
[27]- مفردات ألفاظ القرآن، ص653.
[28]- التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج9، ص206.
[29]- الصحاح تاج اللغة وصحاح العربیة، ج5، ص1797.
[30]- فرهنگ ابجدی، ص109.
[31]- الفروق في اللغة، ص302.
[32]- غرر الحکم و درر الکلم، ج۱، ص۲۹.
[33]- عیون الحکم، ج۱، ص۳۵۸.
اضف تعليق