حکمت ها

حکمت شصت و ششم

وَ قَالَ (علیه‌السلام):

«‌فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَيْرِ أَهْلِهَا‌»‏‌.

واژه‌شناسی

- فَوْتُ
از دست رفتن.[1]
- الحَاجَة
نيازمندى‌.[2]
- أَهْوَنُ‌
آسان‌تر.[3]
- طلب
خواستن.[4]

واژه‌کاوی

- حاجَة (حوج)
«حوج» به معنای نيازمندی به چيزی است.[5] «حَوج» به معنی خواسته و «حُوج» به معنی فقر است.[6]

«حاجت» به معنای نياز شديدى است كه لازم است در مورد آن چاره‌جویى شود[7] همچنين «حاجت» به معنای كار سخت و دشواری است كه در آن اهتمام لازم باشد.[8] اين واژه بر مبالغه دلالت می‌کند.[9]

«حَاج» و «اِحتاجَ» یعنی شخصی نيازمند شد[10] ‌و «احْتَاجَ‌ الرَّجُلُ إِلى كذا» يعنی شخصی به چيزی گرايش پيدا کرد.[11]

«حَاجَة إلى الشّي‌ء» به معنی نياز به چيزى همراه علاقه به آن چيز است.[12]

«حاجات»، «حوائج» و «حِوَج» جمع واژه «حاجَت» است.[13]



تفاوت «حاجت» و «فقر»:

«حاجَت» به معنای کوتاهی از رسيدن به خواسته مورد نظر[14] و نقصان است؛ برای مثال اگر می‌گویند فردی به عقل محتاج است منظور آن است که عقل وی ناقص است اما «فقر» خلاف بی‌نيازی است.[15] برخی «حاجَت» را اعم از «فقر» می‌دانند.[16]
- طلب
«طلب» به معنای جستجو برای یافتن و دستیابی به چیزی است، گاهی به صورت عینی و ملموس یا به شکل معنوی و انتزاعی است.[17]

تفاوت «طلب» و «دعوت»:

«طلب» به معنای تلاش برای جستجوی چیزی با هدف دستیابی به آن، خواه در امور مادی یا معنوی، در آینده‌ای نزدیک یا دوراست اما «دعوت» پیش‌تر توضیح داده شده که به معنای طلب چیزی است اما نه برای تصاحب و دست‌یافتن به آن، بلکه صرفاً برای توجه و گرایش به سوی آن می‌باشد.[18]

تفاوت «طلب» و «سؤال»:

«سؤال» فقط به صورت کلامی است ولی «طلب» معنای گسترده‌تری دارد و می‌تواند درخواست به همراه کوشش و یا موارد دیگر باشد.[19]

ترجمه‌ها

- ترجمه نهج البلاغه (فقیهی)
«نرسيدن به مقصود، آسانتر از اين است که انجام آن را از افراد نااهل و نالايق خواسته شود».

(نهج البلاغه، ترجمه فقیهی، ص665)
- ترجمه نهج البلاغه (استاد ولی)
«از دست رفتن حاجت آسان تر است از خواستن آن از نا اهلان».

(نهج‌البلاغه، ترجمه حسین‌استاد ولی، ص479)
- ترجمه نهج البلاغه (بهرام پور)
«دست نیافتن به حاجت، آسان تر از درخواست کردن آن از نا اهل است».

(نهج البلاغه ترجمه روان‌با‌شرح واژگان، ابوالفضل بهرام پور، ص689)
- ترجمه نهج البلاغه (فیض الاسلام)
در ترغيب زير بار ناكس نرفتن:

«از دست رفتن حاجت و نياز آسانتر است از خواستن آن از ناكس (زيرا از دست رفتن آن مستلزم اندوهى است ولى درخواست از ناكس روا بشود يا نشود موجب شرمندگى است)».

(ترجمه‌وشرح‌نهج‌البلاغه، فيض‌الاسلام، ج6، ص1115)

شروح

- ترجمۀ توضیح نهج البلاغه (آیت الله شیرازی)
«نرسيدن به خواسته براى انسان آسان‌تر است از درخواستِ آن از نااهلان؛ زيرا سختى درازكردن دستِ طلبْ بسيار دشوارتر از سختى تحملِ نرسيدن به خواسته‌هاست».

(ترجمۀ توضیح نهج البلاغه، آیت الله سید محمد شیرازی، ج4، صص371و372)
- توضیح نهج البلاغه (ابن میثم)
«از دست رفتن حاجت، آسانتر از درخواست آن، از كسى است كه نا اهل است». مقصود از نااهل، فرومايگان و تازه به نعمت رسيده‌هاى بى‌ريشه‌اند، از آن رو دست نيافتن به حاجت آسانتر است كه از دست رفتن حاجت يك غصّه است، اما درخواست از نااهلان كه غالبا بى‌نتيجه است، علاوه بر غم از دست رفتن حاجت، موجب تحمّل سنگينى خوددارى طرف از برآوردن حاجت و پشيمانى از عرض حاجت به آنان و همچنين غم ذلت حاجتمندى نسبت به فرومايگان مى‌شود همان طور كه [جاى ديگر] فرموده است: «مرگ گواراتر از درخواست از فرومايگان است[20]». و بعد از همه اينها غم آنست كه اينان حاجات را برنمى‌آورند، كه اينها چهار نوع غم و اندوهند. و همين طور اگر حاجت برآورده شود، باز هم، غم سنگينى خودخواهى طرف، به علاوه ذلّت عرض حاجت بديشان، بنا بر اين (به هر حال) از نرسيدن به حاجت آسانتر است. اين سخن باعث جذب دو فضيلت قناعت و بلند همّتى است.

(ترجمه‌شرح‌نهج‌البلاغه، ‌ابن‌ميثم، ج‌5، صص461و462)
- توضیح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید)
«از دست دادن نياز آسان‌تر است از خواستن آن از نا اهل». نظير اين معنى در مباحث گذشته بيان شد و بسيارى از سخنانى را كه در اين باره گفته شده است آورديم. گفته شده است: از سه كس حاجت مطلبيد، از بنده‌اى كه بگويد در اين مورد اختيار و فرمان با كس ديگرى غير از من است، و از كسى كه تازه به ثروت رسيده است و از بازرگانى كه تمام همت او در اين است كه در هر بيست دينار يك حبه سود برد.

(جلوه‌تاريخ‌درشرح‌نهج‌البلاغه، ‌ابن‌ابى‌الحديد، ج7، ص285)
- شرح سلونی
امیرالمؤمنین (علیه‌السلام): «‌فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ إِلَى غَيْرِ أَهْلِهَا؛ از دست رفتن حاجت بهتر از طلب كردن آن از نااهلان است»‌‏.

در مسیر پرپیچ و خم زندگی، انسان همواره خواسته‌های مختلفی دارد. این نیازها تنها محدود به مسائل مادی نیستند، بلکه ابعاد معنوی، علمی، عاطفی و غیره را در بر می‌گیرند. از آن جایی که توانایی‌ها و امکانات هر فردی محدود است، به ناچار برای تحقق برخی از این آرزوها و رفع موانع، دست یاری به سوی دیگران دراز می‌کند تا از همراهی و همکاری آنان بهره جوید. به عنوان مثال دانشجویی که برای انجام یک پروژه علمی نیاز به راهنمایی دارد با همکاری دوستانش یا راهنمایی استاد خود پروژۀ خود را انجام می‌دهد.

«حاجت» شامل هرگونه نیاز مادی، معنوی، عاطفی، علمی، مشورتی و حمایتی است که انسان در مسیر زندگی خود با آن مواجه می‌گردد. وقتی فردی از هر کسی بدون شناخت از او حاجتی داشته باشد، با افرادی مواجه می‌شود که به جای کمک او را آزار دهد یا به او کمک نکنند. به همین دلیل باید پیش از طلب حاجت، طرف مقابل به خوبی بشناسد و به قابل اعتماد بودن او اطمینان حاصل کند.

به چند علت انسان نباید از هر کسی طلب حاجت کند:

1. محدودیت قدرت: هر کسی قادر به برآورده کردن نیازهای دیگران نیست. توانایی افراد محدود است و ممکن است منابع، دانش یا قدرت کافی برای کمک را نداشته باشند. در نتیجه، پس از دریافت درخواست، ممکن است از ناتوانی خود در انجام آن ناراحت می‌شوند.

2. وابستگی: تکیه بیش از حد به دیگران برای رفع نیازها، منجر به وابستگی می‌شود و استقلال و توانایی فرد را در حل مسائل را کاهش دهد.

3. ناامید شدن در حل قضیه پیش آمده: انتظار کمک از افرادی که نمی‌توانند یا تمایلی به کمک ندارند، منجر به ناامیدی می‌شود.

4. استفادۀ نادرست: برخی از افراد ممکن است در ازای کمک، از موقعیت او سوء استفاده کنند. آن‌ها ممکن است با ظاهری خیرخواهانه، در باطن به دنبال منافع شخصی خود باشند.

5. عزت نفس: مراجعه مجدد به دیگران برای رفع نیازها به عزت نفس شخص آسیب می‌زند و احساس ضعف را در او تشدید می‌کند.

6. ارزش کار و تلاش: هر شخصی با تکیه کردن بر توانایی‌های خود، موفقیت و رضایت بیشتری را خواهد داشت.

بنابراین انسان باید به کسی متوسل شود که او را تحقیر نکند و دست رد به سینۀ او نزند چقدر خوب است انسان ابتدا از خدا حاجت خود را بخواهد؛ همچنین توسل به امامان با این اصل منافات ندارد، زیرا آنان حجت الهی بر بندگان هستند. طلب حاجت از امامان معصوم به هیچ وجه باعث ناراحتی آنان نمی‌شود؛ بلکه این درخواست، بیانگر نیاز انسان به آن‌ها است. امامان مظهر رحمت الهی و واسطه فیض خدای متعال بر مخلوقات‌ هستند.

نکته‌ها و پیام‌ها

1. توسل به امامان به این معنا نیست که آنان مستقل در عمل هستند؛ بلکه از خدای متعال می‌خواهیم از طریق آنان حاجت ما را برآورده سازد. این امر در آموزه‌های دینی و قرآن نیز تایید شده است و هیچ تضادی با توکل به خدا ندارد.

2. در صورت ضرورت طلب کمک از دیگران، باید با دقت و شناخت کامل به سراغ افرادی برویم که دارای صلاحیت، دلسوزی، توانایی و تعهد اخلاقی لازم برای برآورده ساختن حاجت ما باشند.

[1]- قاموس قرآن، ج‌5، ص206.   

[2]- فرهنگ ابجدى، ص19.   

[3]- قاموس قرآن، ج‌7، ص169.   

[4]- قاموس قرآن،ج‌4، ص226 .   

[5]- معجم المقاييس اللغه، ج‌2، ص114.   

[6]- لسان العرب، ج‌2، ص243.

[7]- لسان العرب، ج‌2، ص242.

[8]- المحيط في اللغه، ج‌3، ص142.

[9]- تاج العروس من جواهر القاموس، ج‌3، ص334.

[10]- معجم المقاييس اللغه، ج‌2، ص114.  

[11]- المحيط في اللغه، ج‌3، ص142.

[12]- مفردات ألفاظ القرآن، ص263.

[13]- تاج اللغه و الصحاح العربیه، ج1، ص613.

[14]- الفروق فی اللغه به نقل از تاج العروس من جواهر القاموس، ج‌3، ص332.

[15]- الفروق في اللغه، ص172.

[16]- تاج العروس من جواهر القاموس، ج‌3، ص332.

[17]- الطراز الأول و الكناز لما عليه من لغة العرب المعول، ج‌2، ص248.

[18] -التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‌7، ص95.   

[19]- الفروق في اللغه، ص284. 

[20]- الموت احلی من سوال الام



اضف تعليق