وَ قَالَ (علیهالسلام):
«لَا [يُرَى الْجَاهِلُ] تَرَى الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطا».
واژهشناسی
- مُفْرِطاً
زیاده روی کننده.[1]
- مُفَرِّطا
کوتاهی کننده.[2]
واژهکاوی
- الْجَاهِل(جهل)
«جهل» به معنای نادانی به معرفت الهی، دانشهای ظاهری یا وظایف شخصی است، خواه در موضوعات کلی باشد یا جزئی.[3]
«جاهل بسیط» کسی است که علم را نمیشناسد و ادعای دانستن هم ندارد. «جاهل مرکب» کسی است که علم ندارد اما ادعای دانستن میکند.[4]
تفاوت «ظن» و «جهل»:
«جاهل» خود را عالم میداند و تحت هیچ شرایطی، حتی با وجود آشفتگی درونی، مخالف باورهای خود را قبول نمیکن اما در «ظن» اینگونه نیست و احتمال خطا را در نظر میگیرد.[5]
«جاهل بسیط» کسی است که علم را نمیشناسد و ادعای دانستن هم ندارد. «جاهل مرکب» کسی است که علم ندارد اما ادعای دانستن میکند.[4]
تفاوت «ظن» و «جهل»:
«جاهل» خود را عالم میداند و تحت هیچ شرایطی، حتی با وجود آشفتگی درونی، مخالف باورهای خود را قبول نمیکن اما در «ظن» اینگونه نیست و احتمال خطا را در نظر میگیرد.[5]
- مُفْرِط(فرط)
«فرط» به معنای برداشتن چیزی از جای خود و کنار گذاشتن آن است،[6] همچنین به معنای گذشتن از حد معین و عرف است.[7]
ترجمهها
- ترجمه نهج البلاغه (فقیهی)
«جاهل را جز بدينگونه نمىبينى که در اعمال خود، يا زياده از حد، تند مىراند، يا افزون از حساب، سستى مىورزد. (رعايت اعتدال را نمىکند)».
(نهج البلاغه، ترجمه فقیهی، ص665)
(نهج البلاغه، ترجمه فقیهی، ص665)
- ترجمه نهج البلاغه (استاد ولی)
«جاهل را نبینی جز در حال یا تفریط».
(نهجالبلاغه، ترجمه حسیناستاد ولی، ص479)
(نهجالبلاغه، ترجمه حسیناستاد ولی، ص479)
- ترجمه نهج البلاغه (بهرام پور)
«نادان یا تند میرود یا کند، یا در افراط است یا در تفریط».
(نهج البلاغه ترجمه روانباشرح واژگان، ابوالفضل بهرام پور، ص690)
(نهج البلاغه ترجمه روانباشرح واژگان، ابوالفضل بهرام پور، ص690)
- ترجمه نهج البلاغه (فیض الاسلام)
در نكوهش نادان:
«ديده نمىشود نادان مگر آنكه تندرو است (از حدّ و اندازه خود مىگذرد) يا كند رو (بحدّ و اندازه خود نمىرسد)».
(ترجمهوشرحنهجالبلاغه، فيضالاسلام، ج6، ص1116)
«ديده نمىشود نادان مگر آنكه تندرو است (از حدّ و اندازه خود مىگذرد) يا كند رو (بحدّ و اندازه خود نمىرسد)».
(ترجمهوشرحنهجالبلاغه، فيضالاسلام، ج6، ص1116)
شروح
- ترجمۀ توضیح نهج البلاغه (آیت الله شیرازی)
«جاهل و نادان هماره در حال افراط يا تفريط است». مثلاً اگر به حيوان ده رطل آب خورانده شود، افراط و اگر اين مقدار پنج رطل شود، تفريط است. حال اگر هفت رطل بدهد، حدّ عتدال را نگاه داشته است. بايد توجه داشت كه جاهل به دليل ندانستن حد اعتدال، گرفتار افراط يا تفريط مىشود.
(ترجمۀ توضیح نهج البلاغه، آیت الله سید محمد شیرازی، ج4، صص372و373)
(ترجمۀ توضیح نهج البلاغه، آیت الله سید محمد شیرازی، ج4، صص372و373)
- توضیح نهج البلاغه (ابن میثم)
«شخص نادان جز در يكى از دو حالت تندروى و يا كندروى مشاهده نمىشود».
جهل يا جهل بسيط است كه همان طرف كندروى از فضيلت و به كودنى موسوم است. و يا جهل مركب است كه همان طرف تندروى است.
توضيح آن كه نادانى كه در جهل مركب است، گاهى در پيگيرى از حق زيادهروى مىكند و در نتيجه تلاش پردهاى جلو چشم بصيرت او پديد مىآيد كه او با قطع بر اين كه اين دليل رسيدن وى به حق است، از دريافت حق و حقيقت باز مىماند. كه گاهى اين طرف را جربزه مىنامند و همواره چنين فردى در يكى از دو طرف است و به اندازه نادانىاش حالت وى در تمام رفتارها و گفتارها بر يكى از دو سمت: تندروى يا كندروى است.
(ترجمهشرحنهجالبلاغه، ابنميثم، ج5، ص464)
جهل يا جهل بسيط است كه همان طرف كندروى از فضيلت و به كودنى موسوم است. و يا جهل مركب است كه همان طرف تندروى است.
توضيح آن كه نادانى كه در جهل مركب است، گاهى در پيگيرى از حق زيادهروى مىكند و در نتيجه تلاش پردهاى جلو چشم بصيرت او پديد مىآيد كه او با قطع بر اين كه اين دليل رسيدن وى به حق است، از دريافت حق و حقيقت باز مىماند. كه گاهى اين طرف را جربزه مىنامند و همواره چنين فردى در يكى از دو طرف است و به اندازه نادانىاش حالت وى در تمام رفتارها و گفتارها بر يكى از دو سمت: تندروى يا كندروى است.
(ترجمهشرحنهجالبلاغه، ابنميثم، ج5، ص464)
- توضیح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید)
«نادان ديده نمىشود مگر آنكه در كارها افراط (زياده روى) مىكند يا تفريط (كوتاهى) مىكند». دادگرى و عدالت عبارت از اخلاق متعادل و پسنديدهاى است كه حد ميان دو چيز نكوهيده است. چنان كه شجاعت محصور ميان بى باكى و ترس است و زيركى حد فاصل ميان كودنى و گربزى است و بخشش حد فاصل بخل و تبذير است و بردبارى حد فاصل بى تفاوتى و خشم است و به همين گونه ميان هر دو چيزى از اخلاق كه ضد يكديگرند حد متوسط و اخلاق ميانهاى است كه موسوم به اعتدال است و به همين سبب است كه جاهل ديده نمىشود مگر آنكه يا مرتكب افراط مىشود يا تفريط، مثلا غيرتمند اگر در غيرت افراط و زياده روى كند، از قانون صحيح پاى بيرون مىنهد و بدون هيچ موحبى فقط با پندار و گمان و وسواس غيرت نشان مىدهد يا چنان كاستى مىكند كه از احوال زنان خود نمىپرسد و اعتنا نمىكند كه چه مىكنند كه اين هر دو حال ناستوده است و آنچه ستوده خواهد بود اعتدال است.
از سخنان يكى از حكيمان است كه گفته است: هر گاه عقل صحيح باشد با ادب چنان التيام مىپذيرد كه التيام خوراك با بدن سالم، و چون عقل بيمار باشد هر ادبى از آن گريزان است و از هر ادبى رويگردان، همچنان كه شخص با معده بيمار، هر خوراكى را بخورد بر مىگرداند، و بر فرض كه نادان بخواهد چيزى از ادب بياموزد، آن ادب در او به جهل تبديل مىشود، همان گونه كه هر خوراك پسنديده كه درون معده شخصبيمار مىشود به بيمارى مبدل مىگردد.
(جلوهتاريخدرشرحنهجالبلاغه، ابنابىالحديد، ج7، صص287و288)
از سخنان يكى از حكيمان است كه گفته است: هر گاه عقل صحيح باشد با ادب چنان التيام مىپذيرد كه التيام خوراك با بدن سالم، و چون عقل بيمار باشد هر ادبى از آن گريزان است و از هر ادبى رويگردان، همچنان كه شخص با معده بيمار، هر خوراكى را بخورد بر مىگرداند، و بر فرض كه نادان بخواهد چيزى از ادب بياموزد، آن ادب در او به جهل تبديل مىشود، همان گونه كه هر خوراك پسنديده كه درون معده شخصبيمار مىشود به بيمارى مبدل مىگردد.
(جلوهتاريخدرشرحنهجالبلاغه، ابنابىالحديد، ج7، صص287و288)
- شرح سلونی
امیرالمؤمنین(علیهالسلام):«لَا [يُرَى الْجَاهِلُ] تَرَى الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطا؛ نادان را يا تندرو يا كند رو مىبينى».
نادانی، زمینۀ مناسبی برای شکلگیری افراط و تفریط در کردار و گفتار است؛ زیرا جاهل، فاقد توازن فکری و عملی است و در مواجهه با امور، به سمت زیادهروی یا کوتاهی گرایش پیدا میکند در صورتی که تنها با آگاهی راه اعتدال پیش میرود تا فرد را از هرگونه انحراف دور کند.
مفهوم جهل
«جهل» به معنای فقدان آگاهی لازم است که در مباحث اعتقادی و در امور ظاهری زندگی، خود را نمایان میسازد. این ناآگاهی، دامنگیر افراد در سطوح مختلف معرفتی است و شامل جهل به شناخت خدای متعال، بیاطلاعی از حقایق هستی، یا حتی عدم وقوف بر وظایف و مسئولیتهای فردی و اجتماعی است.
پیامدهای مخرب جهل در فرد و جامعه
پیامدهای رفتارهای ناشی از جهل، از مرزهای وجودی فرد فراتر رفته و آثار مخربی بر پیکرۀ جامعه میگذارد. فرد جاهل، با غلتیدن در ورطۀ افراط یا تفریط، زمینه را برای بروز خشونت، ایجاد تفرقه، گسترش بیعدالتی و فساد را در جامعه را فراهم میکند. فقدان شناخت و آگاهی کافی، فرد را از مسیر اعتدال منحرف میکند.
افراط و تفریط در لغت
«افراط» به معنای زیاد از حد است که در رفتار جاهل، به صورت تعصب کورکورانه، خشونت بیپروا، خودبزرگبینی، اسراف، و سایر رفتارهای ناپسند ظهور میکند. در مقابل «تفریط» به معنای کوتاهی در انجام وظایف، سستی، بیتفاوتی و عدم اهتمام به مسائل مهم است.
راهکارهای مقابله با جهل
بررسی و تحلیل این دوگانگی رفتاری، راه را برای یافتن راهکارهایی مؤثر جهت مقابله با جهل و کاهش پیامدهای ناگوار آن هموار میسازد. از راهکارهای مقابله با جهل آموزش مستمر، افزایش آگاهیبخشی عمومی و تقویت نکات اخلاقی در جامعه است.
نمودهای افراط و تفریط در موقعیتهای گوناگون
به بررسی تجلی این اصل رفتاری در حوزههای مختلف زندگی میپردازیم:
1. عبادت و دینداری: افراط در این حیطه، به شکل وسواسهای عبادی و سختگیریهای بیمورد ظاهر میشود، در حالی که تفریط، خود را در قالب بیتوجهی به معنویت و ترک واجبات نشان میدهد. اعتدال، عبادتی آکنده از آرامش، حضور قلب و نظم را به ارمغان میآورد. اعتدال در دینداری مهم است زیرا باعث پایداری در مسیر دینداری، مانع از دلزدگی یا غرور دینی و الگویی برای جذب دیگران است.
2. سلامت جسمی: پرخوری، رژیمهای غذایی غیرعلمی و افراطی، نمونههایی از افراط در تغذیه هستند. در مقابل، ناهماهنگی در عادات غذایی و سهلانگاری نسبت به سلامت جسم، مصداق تفریط است. اعتدال، تغذیهای متوازن را با در نظر گرفتن نیازهای فیزیولوژیک بدن است.
3. فعالیتهای روزمره: کار بیش از حد و نادیده گرفتن استراحت، از مظاهر افراط در حوزه شغلی است. بیتعهدی نسبت به وظایف و اهمالکاری نیز، نمونههایی از تفریط در این حیطه است. اعتدال، مستلزم تقسیم منطقی زمان میان کار هدفمند و بازیابی قوای جسمی و روانی است.
4. روابط اجتماعی: کنترلگری افراطی، دخالتهای بیجا در امور دیگران و وابستگی شدید به افراد، نشانههایی از افراط در روابط اجتماعی هستند. انزوا، گوشهگیری و بیتفاوتی نسبت به اطرافیان نیز، مصادیق تفریط به شمار میروند. تعاملات عقلانی، حفظ حریمها، و احترام متقابل، رویکردی متعادل و مطلوب در روابط بینفردی است.
5. مصرف رسانه: اعتیاد به فضای مجازی، غرقشدن در دنیای دیجیتال و استفاده بیرویه از ابزارهای رسانهای، از پیامدهای افراط در این حوزه است. در مقابل، بیخبری مطلق و قطع ارتباط با جریان اطلاعات، نشانهای از تفریط محسوب میشود. استفاده هدفمند و زمانبندیشده از رسانهها، نقطه تعادل در این زمینه است.
نادانی، زمینۀ مناسبی برای شکلگیری افراط و تفریط در کردار و گفتار است؛ زیرا جاهل، فاقد توازن فکری و عملی است و در مواجهه با امور، به سمت زیادهروی یا کوتاهی گرایش پیدا میکند در صورتی که تنها با آگاهی راه اعتدال پیش میرود تا فرد را از هرگونه انحراف دور کند.
مفهوم جهل
«جهل» به معنای فقدان آگاهی لازم است که در مباحث اعتقادی و در امور ظاهری زندگی، خود را نمایان میسازد. این ناآگاهی، دامنگیر افراد در سطوح مختلف معرفتی است و شامل جهل به شناخت خدای متعال، بیاطلاعی از حقایق هستی، یا حتی عدم وقوف بر وظایف و مسئولیتهای فردی و اجتماعی است.
پیامدهای مخرب جهل در فرد و جامعه
پیامدهای رفتارهای ناشی از جهل، از مرزهای وجودی فرد فراتر رفته و آثار مخربی بر پیکرۀ جامعه میگذارد. فرد جاهل، با غلتیدن در ورطۀ افراط یا تفریط، زمینه را برای بروز خشونت، ایجاد تفرقه، گسترش بیعدالتی و فساد را در جامعه را فراهم میکند. فقدان شناخت و آگاهی کافی، فرد را از مسیر اعتدال منحرف میکند.
افراط و تفریط در لغت
«افراط» به معنای زیاد از حد است که در رفتار جاهل، به صورت تعصب کورکورانه، خشونت بیپروا، خودبزرگبینی، اسراف، و سایر رفتارهای ناپسند ظهور میکند. در مقابل «تفریط» به معنای کوتاهی در انجام وظایف، سستی، بیتفاوتی و عدم اهتمام به مسائل مهم است.
راهکارهای مقابله با جهل
بررسی و تحلیل این دوگانگی رفتاری، راه را برای یافتن راهکارهایی مؤثر جهت مقابله با جهل و کاهش پیامدهای ناگوار آن هموار میسازد. از راهکارهای مقابله با جهل آموزش مستمر، افزایش آگاهیبخشی عمومی و تقویت نکات اخلاقی در جامعه است.
نمودهای افراط و تفریط در موقعیتهای گوناگون
به بررسی تجلی این اصل رفتاری در حوزههای مختلف زندگی میپردازیم:
1. عبادت و دینداری: افراط در این حیطه، به شکل وسواسهای عبادی و سختگیریهای بیمورد ظاهر میشود، در حالی که تفریط، خود را در قالب بیتوجهی به معنویت و ترک واجبات نشان میدهد. اعتدال، عبادتی آکنده از آرامش، حضور قلب و نظم را به ارمغان میآورد. اعتدال در دینداری مهم است زیرا باعث پایداری در مسیر دینداری، مانع از دلزدگی یا غرور دینی و الگویی برای جذب دیگران است.
2. سلامت جسمی: پرخوری، رژیمهای غذایی غیرعلمی و افراطی، نمونههایی از افراط در تغذیه هستند. در مقابل، ناهماهنگی در عادات غذایی و سهلانگاری نسبت به سلامت جسم، مصداق تفریط است. اعتدال، تغذیهای متوازن را با در نظر گرفتن نیازهای فیزیولوژیک بدن است.
3. فعالیتهای روزمره: کار بیش از حد و نادیده گرفتن استراحت، از مظاهر افراط در حوزه شغلی است. بیتعهدی نسبت به وظایف و اهمالکاری نیز، نمونههایی از تفریط در این حیطه است. اعتدال، مستلزم تقسیم منطقی زمان میان کار هدفمند و بازیابی قوای جسمی و روانی است.
4. روابط اجتماعی: کنترلگری افراطی، دخالتهای بیجا در امور دیگران و وابستگی شدید به افراد، نشانههایی از افراط در روابط اجتماعی هستند. انزوا، گوشهگیری و بیتفاوتی نسبت به اطرافیان نیز، مصادیق تفریط به شمار میروند. تعاملات عقلانی، حفظ حریمها، و احترام متقابل، رویکردی متعادل و مطلوب در روابط بینفردی است.
5. مصرف رسانه: اعتیاد به فضای مجازی، غرقشدن در دنیای دیجیتال و استفاده بیرویه از ابزارهای رسانهای، از پیامدهای افراط در این حوزه است. در مقابل، بیخبری مطلق و قطع ارتباط با جریان اطلاعات، نشانهای از تفریط محسوب میشود. استفاده هدفمند و زمانبندیشده از رسانهها، نقطه تعادل در این زمینه است.
[1]- نهج البلاغه ترجمه روان با شرح واژگان، ابوالفضل بهرام پور، ص690.
[2]- نهج البلاغه ترجمه روان با شرح واژگان، ابوالفضل بهرام پور، ص690.
[3]- التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج2، ص132.
[4]- مجمع البحرين، ج5، ص346.
[5]- الفروق في اللغة، ص93.
[6]- معجم مقاييس اللغه، ج4، ص490.
[7]- التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج9، ص56.
اضف تعليق