وَ قَالَ (علیهالسلام):
«إِذَا اسْتَوْلَى الصَّلَاحُ عَلَى الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ ثُمَّ أَسَاءَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ لَمْ تَظْهَرْ مِنْهُ حَوْبَةٌ فَقَدْ ظَلَمَ».
ترجمهها
(نهج البلاغه، ترجمه فقیهی، ص677)
(نهجالبلاغه، ترجمه حسیناستاد ولی، ص489)
«هنگامی که نیکوکاری و صلاح بر زمانه و اهل آن سایه افکند، و کسی در این شرایط، به دیگری گمان بد ببرد در حالی که از او خلافی دیده نشده، ستم کرده است».
(نهج البلاغه ترجمه روانباشرح واژگان، ابوالفضل بهرام پور، ص705)
«هرگاه نيكوكارى روزگار و اهلش را فرا گرفت پس مردى به مردى كه رسوايى او آشكار نگشته (و در بعضى از نسخ لم تظهر منه حوبة ضبط شده يعنى به مردى كه گناهى از او هويدا نگرديده) بد بين شود ستم نموده».
(ترجمهوشرحنهجالبلاغه، فيضالاسلام، ج6، ص1140)
شروح
(ترجمۀ توضیح نهج البلاغه، آیت الله سید محمد شیرازی، ج4، ص399)
در قبل گذشت كه روزگار از جمله وسايلى است كه براى فراهم آوردن عوامل خير و خوبى مردم در زندگى اين دنيا و در عالم آخرت آماده شده است كه در اين صورت چنان زمانى را زمان خير و صلاح مىگويند. همچنين روزگار يكى از وسايل زمينهساز براى نبودن خير و صلاح است كه در آن صورت مىگويند، زمانه فاسد شده و روزگار بدى است. نوع اول روزگارى است كه نيكى و نيكوكارى روزگار مردمش را فراگرفته است و بر اين اساس، اميد كار خير مىرود و ايجاب مىكند كه به مردم خوشبين باشيم، و هر كس، در چنين زمانى، به آن كسى كه كار پستى از او نزد مردم برملا نشده است بدگمان باشد، بدگمانى خود را در مورد نابجايى به كار برده و اين خود، بيرون رفتن از حدود عدالت و ستمكارى است.
و بعضى به جاى خزية، حوبة روايت كردهاند كه به معنى گناه مىباشد.
(ترجمهشرحنهجالبلاغه، ابنميثم، ج5، ص511)
مقصود آن حضرت اين است كه چون روزگار تباه شود بر عاقل است كه بدگمان شود و حال آنكه هر گاه روزگار و مردمش پسنديده باشند، سزاوار نيست كه گمان بد برد.
(جلوهتاريخدرشرحنهجالبلاغه، ابنابىالحديد، ج7، ص327)
بدگمانی و اثرات منفی آن در روابط انسانی
آیا تا به حال پیش آمده است که به فردی بدگمان شوید، در حالی که هیچ دلیل موجهی برای این احساس وجود نداشته باشد؟ بدگمانی، همچون یک ویروس پنهان، به سرعت در روابط انسانی نفوذ میکند و سبب ایجاد اشتباه برداشت کردن، ناراحتی و حتی قطع روابط میشود که پیامدهای منفی جدی را به دنبال دارد؛ برای مثال با گسترش شبکههای اجتماعی، بدگمانی به یکی از مشکل اساسی تبدیل شده است؛ زیرا انتشار اخبار نادرست و شایعات در فضای مجازی، سبب بدبینی افراد به یکدیگر شده است. این موضوع نه تنها روابط افراد را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه اعتماد عمومی در جامعه را کاهش میدهد. بنابراین، لازم است که با آگاهیبخشی و تقویت فرهنگِ گفتوگوی صحیح، از گسترش این بدگمانی جلوگیری کنیم.
داستان هیزمشکن؛ اثرات مخرب بدگمانی
داستان زیر نشان میدهد چگونه بدگمانی به دیگران، زمینهساز اتهام به آنان باشد: صبح که مرد هیزمشکن از خواب برخاست، متوجه شد تبرش ناپدید شده است. گمان برد که همسایهاش آن را دزدیده باشد. تمام روز با دقت رفتار همسایه را زیر نظر گرفت. تصور کرد او مانند دزدان رفتار میکند؛ با حرکاتی ماهرانه، چیزی را زیر لب زمزمه میکند و گویی قصد پنهان کردن چیزی را دارد. هیزمشکن تا حدی از شک خود مطمئن شد که تصمیم گرفت به دادگاه برود و علیه همسایه شکایت کند. اما هنگامی که به خانه بازگشت، تبر خود را یافت؛ همسرش آن را جابهجا کرده بود. وقتی دوباره به همسایه نگاه کرد، دریافت که او مثل یک فرد شریف رفتار میکند.
بدگمانی بدون دلیل، باعث قضاوتهای نادرست و اشتباه فهمیدن شود. هیزمشکن به دلیل بدگمانی، یک روز کامل را با ناراحتی و اضطراب سپری کرد و او را تا مرز تهمت و شکایت ناروا پیش برد.
تعریف و مفهوم بدگمانی در دیدگاه دینی و فرهنگی
«ظَن» به معنای شک یا احتمال قوی است که گاهی باعث بدبینی میشود. بدگمانی، نوعی باور به چیزی است که از واقعیت فاصله دارد و اثرات منفی بر فرد و اطرافیان او میگذارد. این رفتار زندگی افراد را تلخ کرده و باعث دوری دلها میشود.
آیات و روایات دینی درباره پرهیز از سوء ظن و بدگمانی
بدبینی، در آموزههای دینی به شدت نکوهش شده است. خدای متعال در قرآن کریم میفرماید:«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ؛[1] اى کسانى که ایمان آوردهاید، از بسیارى از گمانها بپرهیزید که بعضى از گمانها گناه است. همچنین امیرالمؤمنین علیهالسلام در روایتی فرمودهاند:«ضَعْ أَمْرَ أَخِيكَ عَلَى أَحْسَنِهِ حَتَّى يَأْتِيَكَ مَا يَغْلِبُكَ مِنْهُ وَ لاَ تَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخِيكَ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي اَلْخَيْرِ مَحْمِلاً؛[2] عمل برادر دینیت را به بهترین صورت برداشت کن مگر اینکه راه را بر تو ببندد و اگر راهی برای توجیه داری، هرگز به سخنانش گمان بد مبر». پس باید از بدگمانی پرهیز کنیم و همواره سعی کنیم حسن ظن داشته باشیم. قانون عمومی قران کریم و روایت این است در زمانی که دلایل و شواهد موجهی وجود ندارد، به هیچ فردی گمان بد نداشته باشید. وقتی این بدگمانی بدون هیچگونه دلیلی و نشانهای بروز کند نشانۀ ظلم به او است؛ زیرا «ظلم» به معنای نقض یا کاهش حقوق دیگران یا خدای متعال با انجام عمل نامناسب یا قرار دادن چیزی در جایگاه نامناسب است.
بنابراین، در چنین شرایطی، داشتن «ظن» و بروز دادن این احساس که به طور ناعادلانه نسبت به یک فرد بدگمانی کنیم، خلاف استقامت در حکم است و به نوعی زیانی است که متوجه فرد مقابل میشود. افراد جامعه باید در مواقع تهمت باید به همه خوش گمان باشند. اگر در جایی به مردم میگویند که نسبت به دیگران بدبین نباشند و کار آنها را حمل بر صحت کنند اما از طرف دیگر به همین مردم میگویند شما هم کاری نکنید تا دیگران بتوانند به شما تهمت بزنند، پس خود را از مواضع تهمت دور کنید.
راهکار برای تقویت حسن ظن
· افزایش آگاهی: آگاهی خود را در مورد بدگمانی و اثرات مخرب آن افزایش دهیم.
· تمرین همدلی: سعی کنیم خود را جای دیگران بگذاریم و از دیدگاه آنها به قضیهها نگاه کنیم.
· گفتگو و تعامل: با افرادی که به آنها بدگمان هستیم، صحبت کنیم و سعی کنیم سوءتفاهمها را برطرف کنیم.
· دوری از شایعات: از گوش دادن به شایعات و انتشار آنها خودداری کنیم.
· توجه به نشانههای مثبت: به جای تمرکز بر نشانههای منفی، به نشانههای مثبت و رفتارهای خوب دیگران توجه کنیم.
· دعا و توکل: از خدای متعال و اهلبیت (علیه السلام) بخواهیم که به ما حسن ظن عطا کنند.
بدگمانی، یک آفت خطرناک است که روابط انسانی را تخریب کند و مانع سعادت افراد میباشد. با افزایش آگاهی، تقویت اعتماد به نفس، تمرین همدلی و استفاده از راهکارهای عملی، میتوانیم بر بدگمانی غلبه کنیم و روابطی سالم و صمیمانه با دیگران برقرار کنیم.
خطرات بیحد و مرز حسن ظن افراطی
زمانی که جامعه و شرایط عمومی سالم باشد، حسن ظن امری پسندیده است، اما باید با دقت و بر اساس شناخت صحیح باشد، زیرا سوء ظن نادرست، موجب ظلم به حقوق دیگران است. همچنین، در شرایطی که جامعه سالم است، گمان بد کردن، ستم محسوب میشود.
گاهی در جامعه مردم به هم حسن ظن دارند، یعنی انتظار دارند دیگران نیتهای خیر داشته باشند. این نوع نگاه، از لحاظ روانشناختی و اجتماعی، باعث ایجاد اعتماد و همدلی میشود، اما گاهی فردی حسن ظنِ زیادی به دیگران دارد، ممکن است ناخواسته، در دام افرادی بیفتد که قصد آسیب رساندن به او را دارند. در نهایت، حسن ظن در کنار اعتماد بیش از حد، سبب به خطر افتادن فرد است. بنابراین، در هر جامعهای، اعتدال در حسن ظن و داشتن دیدگاهی منطقی و واقعبینانه مهم است، تا هم اعتماد حفظ شود و هم جلوی فریب گرفته شود.
نتیجه گیری
زمان، در حسن ظن و بدگمانی بسیار اهمیت دارد. در زمانی که همۀ مردم خیرخواه هستند، بدگمانی سبب ظلم و ظلمورزی میشود؛ چرا که قضاوت نادرست درباره دیگران در چنین زمانهایی ظلمی بزرگ و نابخشودنی است، زیرا بر اساس حسن ظن و اعتماد بنا شده است و سوء ظن در این زمانها نوعی ظلم به جامعه و فرد است.
در مقابل، در زمانی که همۀ مردم سرشار از بیاعتمادی و حیله هستند، حسن ظن ممکن است فرد را در معرض فریب، خیانت و آسیبهای جدی قرار دهد. در چنین شرایطی، اعتماد بدون دلیل و افراط در حسن ظن، ممکن است آسیبپذیری شخص را افزایش دهد و او را فریب دهد.
بنابراین، زمان و مقتضیات زمانی باید در تعیین میزان و نوع حسن ظن و بدگمانی همواره مورد توجه قرار گیرد تا بتوان از آسیبها و استثمارهای احتمالی جلوگیری کرد و روابطی عادلانه و سالم برقرار ساخت.
واژهشناسی
واژه کاوی
تردیدی که در آن انسان به یکی از دو طرف مقابل یکدیگر، بیشتر اعتقاد دارد[9] ولی به هیچ کدام یقین ندارد[10] و احتمال خلاف آن را میدهد «ظَنّ» نامیده میشود.[11]
«ظنّ» به معنای شک و یقین است اما نه یقین آشکار بلکه یقینی که از تدبر بهدست میآید و در این معنا به غیر از واژه «علم» استفاده نمیشود.[12]
«ظُنُون» جمع «ظَنّ» است.[13]
تفاوت «ظنّ» و «شک»:
مراد از «شک»، برابر بودن احتمال هر یک ازجوانب یک موضوع است اما در «ظنّ» برتری یکی از این جوانب بر سایرین مطرح است؛ بر این اساس در «شک» ممکن است به دلیل نبود دلیل و یا نشانه، یکی از این جوانب انتخاب گردد. اصل واژه «شک» به معناي جمع نمودن دو چیز و پنهان کردن شان است. همچنین ازجمله تفاوت های «ظنّ» و «شک» میتوان به این موضوع اشاره نمود که «ظنّ»، قوت داشتن معنا بدون رسیدن به یک حالت ثابت است و این برخلاف «شک» است که معناي درنگ را میرساند.[14]
تفاوت «اِظهار» و «اِفشاء»:
به زیاد «اظهار» نمودن «افشاء» میگویند. «اظهار» در مورد هرچیزی به کار میرود ولی «افشاء» فقط در مواردی استفاده میشود که فراوانی در آن موضوع نیز صحیح باشد.[16]
موارد زیادی از واژه «ظلم» در نهج البلاغه آمده است.[22]
تفاوت «ظلم» و «جور»:
«جور» خلاف استقامت در حکم است[23] اما «ظلم» به معنای زیانی که فرد مستحق آن نباشد و آن را جبران ننماید، اصل معنای «ظلم» را کاستی در حق و «جور» چشمپوشی از حق است.[24]
[1]- الحجرات، آیۀ12.
[2]- الکافي، ج۲، ص۳۶۲.
[3]- نهج البلاغه، ترجمۀ روان با شرح واژگان، ابالفضل بهرام پور، ص705.
[4]- نهج البلاغه، ترجمۀ روان با شرح واژگان، ابالفضل بهرام پور، ص705.
[5]- نهج البلاغه، ترجمۀ روان با شرح واژگان، ابالفضل بهرام پور، ص705.
[6]- نهج البلاغه، ترجمۀ روان با شرح واژگان، ابالفضل بهرام پور، ص705.
[7]- معجم المقاييس اللغة، ج3،ص462.
[8]- مفردات نهجالبلاغه، ج2، ص127.
[9]- تاج العروس من جواهر القاموس، ج18، ص363.
[10]- كتاب الماء، ج2، ص853.
[11]- تاج العروس من جواهر القاموس، ج18، ص363.
[12]- المحكم و المحيط الأعظم، ابن سيده، على بن اسماعيل به نقل از لسان العرب، ج13، ص272.
[13]- کلید گشایش نهج البلاغه، ص528.
[14]- الفروق في اللغة، ص91.
[15]- معجم المقاييس اللغة، ج3، ص471.
[16]- الفروق في اللغة، ص280.
[17]- قاموس قرآن، ج4، ص270.
[18]- التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج7، ص205.
[19]- مفردات ألفاظ القرآن، ص537.
[20]- معجم المقاييس اللغة، ج3، ص468.
[21]- مفردات ألفاظ القرآن، ص537.
[22]- مفردات الفاظ نهجالبلاغه، ج2، ص126.
[23]- الفروق في اللغة، ص236.
[24]- فرهنگ واژگان مترادف ترجمه فروق اللغه، ص152.
اضف تعليق