وَ قَالَ (علیهالسلام):
«إِضَاعَةُ الْفُرْصَةِ غُصَّة».
ترجمهها
- ترجمه نهج البلاغه (فقیهی)
«از دست دادن فرصت موجب گلوگير شدن اندوه براى انسان، خواهد بود».
(نهج البلاغه، ترجمه فقیهی، ص678)
(نهج البلاغه، ترجمه فقیهی، ص678)
- ترجمه نهج البلاغه (استاد ولی)
«تباه ساختن فرصتها مایهی اندوه است».
(نهجالبلاغه، ترجمه حسیناستاد ولی، ص489)
(نهجالبلاغه، ترجمه حسیناستاد ولی، ص489)
- ترجمه نهج البلاغه (بهرام پور)
«از دست دادن فرصت، موجب غم و اندوه است».
(نهج البلاغه ترجمه روانباشرح واژگان، ابوالفضل بهرام پور، ص706)
(نهج البلاغه ترجمه روانباشرح واژگان، ابوالفضل بهرام پور، ص706)
- ترجمه نهج البلاغه (فیض الاسلام)
در باره فرصت از دست دادن:
«از دست دادن فرصت (اقدام ننمودن به كار در وقت مناسب باعث) غمّ و اندوه است».
(ترجمهوشرحنهجالبلاغه، فيضالاسلام، ج6، ص1141)
«از دست دادن فرصت (اقدام ننمودن به كار در وقت مناسب باعث) غمّ و اندوه است».
(ترجمهوشرحنهجالبلاغه، فيضالاسلام، ج6، ص1141)
شروح
- ترجمۀ توضيح نهج البلاغه (آیت الله شیرازی)
«از دست دادن فرصت موجب اندوه است»؛ چون وقتى انسان بتواند كارى انجام دهد، اما بىتفاوتى در پيش گيرد، غصه مىخورد.
(ترجمۀ توضیح نهج البلاغه، آیت الله سید محمد شیرازی، ج4، ص401)
(ترجمۀ توضیح نهج البلاغه، آیت الله سید محمد شیرازی، ج4، ص401)
- شرح نهج البلاغه (ابن میثم)
«از دست دادن فرصت مايه غم و اندوه است».
يعنى از دست نهادن كارى كه در وقتى امكان انجام دادن آن را داشته است، باعث تأسف و اندوه است، و اين سخن به دور داشتن انسان از تباهسازى فرصت است به دليل پيامدى كه دارد.
(ترجمهشرحنهجالبلاغه، ابنميثم، ج5، ص515)
يعنى از دست نهادن كارى كه در وقتى امكان انجام دادن آن را داشته است، باعث تأسف و اندوه است، و اين سخن به دور داشتن انسان از تباهسازى فرصت است به دليل پيامدى كه دارد.
(ترجمهشرحنهجالبلاغه، ابنميثم، ج5، ص515)
- شرح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید)
«از دست دادن فرصت، اندوهى گلوگير است».
(جلوهتاريخدرشرحنهجالبلاغه، ابنابىالحديد، ج7، ص329)
(جلوهتاريخدرشرحنهجالبلاغه، ابنابىالحديد، ج7، ص329)
- شرح سلونی
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرمایند: «إِضَاعَةُ الْفُرْصَةِ غُصَّة؛ از دست دادن فرصت، اندوهبار است».
واژه «فرصت» به زمان مناسب برای انجام کاری اطلاق میشود که نتیجه آن با موفقیت همراه خواهد بود. واژه «ضیع» نیز به معنای از دست رفتن یا پایان یافتن چیزی است که گذرا بودن فرصتها را نشان میدهد.
نقش فرصتها در جهتدهی به اهداف زندگی
فرصتها موقعیتهایی هستند که فرد را در مسیر دستیابی به اهدافش قرار میدهند. این موقعیتها، چه کوتاه مدت باشند و چه بلند مدت، در حوزههای گوناگون زندگی مانند کار، تحصیل، روابط اجتماعی و شخصی و حتی تفریح وجود دارند. فرصتها لحظاتی هستند که بهرهبرداری درست از آنها موجب پیشرفت فرد و جامعه خواهد شد. برخی از فرصتها ممکن است به آسانی از دست بروند و دیگر بازنگردند. از این رو، هر فرد باید پیش از دیر شدن، قدر این لحظات ارزشمند را بداند و از آنها به بهترین شکل بهره گیرد.
تکرارناپذیری برخی فرصتها و ماندگاری حسرت
گاهی اوقات، فرصتها ممکن است دوباره به دست آیند، اما همیشه اینگونه نیست. برخی از فرصتها تنها یک بار در عمر رخ میدهند و اگر از دست بروند، هرگز بازنمیگردند. در طول زندگی، ممکن است فرصتهای مشابهی به دست آید، اما فرد موفق کسی است که از تجربههای گذشته بیاموزد و در آینده بهتر عمل کند تا سبب ناراحتی او نشود؛ زیرا فرصتها دریچههایی به سوی تغییر و پیشرفت به شمار میروند. هنگامی که فرصتی از دست میرود، حسرتی باقی میماند، زیرا شاید آن فرصت راهی برای رسیدن به هدفی بزرگ، تجربهای ناب یا حتی لحظهای شیرین بوده باشد. اندوه ناشی از دست دادن فرصت، بیشتر به این دلیل است که انسان درمییابد دیگر راه بازگشتی به آن لحظه و مکان وجود ندارد. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودهاند:«مَنْ أَخَّرَ اَلْفُرْصَةَ عَنْ وَقْتِهَا فَلْيَكُنْ عَلَى ثِقَةٍ مِنْ فَوْتِهَا؛[1]هر كس فرصت را از زمانش به تأخير اندازد، مطمئن باشد كه آن را از دست مىدهد».
ریشههای روانی اندوه ناشی از فرصتهای از دست رفته
گاهی اوقات، از دست رفتن فرصتها به سبب احساس ناتوانی در بهرهبرداری از آن، احساس ناراحتی عمیقی در فرد ایجاد میکند. این احساس به دلیل از دست رفتن تمامی نتایج و دستاوردها همراه با آن فرصت است. از آنجا که زمان و منابع انسان محدود است، از دست رفتن فرصتها به ما یادآوری میکند که ظرفیت ما برای رسیدن به اهداف نیز محدود است. این آگاهی از محدودیتها، احساس حسرت و اندوه را در ما تقویت میکند. علاوه بر این، از دست رفتن فرصتها گاهی با احساس ناتوانی و پشیمانی همراه است. این احساس ناشی از آن است که ما نتوانستهایم به بهترین شکل از فرصت پیشآمده استفاده کنیم، چه به دلیل ترس، تردید، سهلانگاری یا عوامل خارجی. این ناتوانی در بهرهبرداری از فرصتها به پشیمانی تبدیل میشود، به ویژه اگر متوجه شویم که آن فرصت میتوانست مسیر زندگی ما را به شکل مثبتی تغییر دهد.
فرصتها در تربیت فرزند؛ لحظات سرنوشتساز و تکرارناپذیر
فرصتها در مسیر تربیت فرزندان، لحظاتی حساس و گاهی تکرارناپذیر هستند که اگر والدین یا مربیان نسبت به آنها حساس نباشند، آثار جبرانناپذیری بر شکلگیری شخصیت، تواناییها و آینده فرزند به جای میگذارند. در این دیدگاه، رشد اخلاقی و تربیت دینی کودک با شناخت و بهرهبرداری صحیح از لحظات اثرگذار ممکن میشود؛ یعنی والدین باید هوشیارانه موقعیتهایی را که امکان تأثیرگذاری مثبت بر رفتار، باورها و مهارتهای فرزند فراهم میآورد، غنیمت شمارند.
پاسخگویی به نیازهای تربیتی کودک و نقش غفلت والدین
زمانی که یک سؤال مهم در ذهن کودک شکل میگیرد، یا موقعیتی برای تجربه یک ارزش الهی، اخلاقی یا مهارت جدید پدید میآید، پاسخگویی هوشمندانه و توضیح صحیح، گشاینده راهی برای نهادینه شدن آن ارزش یا مهارت است. اگر پدر یا مادر این لحظات را نادیده بگیرند یا از کنار آن بیتفاوت بگذرند، فرصتی برای تربیت فرزند از دست میرود و چهبسا بعدها دیگر آن موقعیت به همان شکل بازنگردد. بسیاری از دغدغهها و مشکلات نوجوانی و جوانی، ریشه در غفلت والدین از فرصتهای تربیتی دوران کودکی دارد؛ غفلت از گفتگو، بازی، آموزش و به ویژه بیان تجربههای زندگی در قالبی دلنشین است.
فرصت تربیتی در تعاملات روزمره و اهمیت حضور والدین
فرصتها تنها به رخدادهای بزرگ محدود نمیشوند؛ بلکه در تعاملات روزمره، درک احساس کودک، پذیرش اشتباهات او، تشویقهای به موقع، انتقادهای سازنده و مشارکت دادن فرزند در تصمیمگیریهای خرد و کلان خانواده، همگی مصداق فرصت تربیتی هستند. تربیت موفق، محصول حضور آگاهانه، انعطاف اخلاقی، صبر و نیز استفاده شایسته از فرصتهایی است که خدای متعال در اختیار والدین قرار میدهد تا روح و شخصیت فرزند را غنی کنند و او را برای یک زندگی شاد، سالم و هدفمند آماده سازند.
فرصت، دروازه رشد و تفاوت درک ارزش آن در گذر زمان
فرصتها دروازههایی به سوی رشد معنوی و مادی هستند که تجربههای جدیدی را برای ما رقم میزنند و زمانی برای شکوفا شدن استعدادهای ما است. از دست دادن این فرصتها به معنای از دست دادن امکان رشد و پیشرفت است. مقایسه خود با دیگران و مشاهده موفقیت آنان در استفاده از فرصتهای مشابه، احساس عقب ماندن و ناکامی را در ما تشدید میکند. در نهایت، درک ارزش واقعی فرصتها اغلب با گذشت زمان و مشاهده پیامدهای از دست دادن آنها اتفاق میافتد، و این درک دیرهنگام منجر به اندوه عمیقی میشود.
بهرهگیری از لحظات برای موفقیت و توسعه پایدار
فرصتها، لحظاتی زودگذر اما سرنوشتساز هستند که در مسیر زندگی انسان نقش بزرگی دارند. بهرهبرداری آگاهانه از این لحظات، نهتنها زمینهساز رشد فردی و اجتماعی است، بلکه از حسرتهای آینده نیز جلوگیری میکند. همانگونه که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) هشدار دادهاند، تأخیر در استفاده از فرصتها، به معنای از دست دادن آنها است.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که با نگاهی ژرفتر به لحظات زندگی بنگریم؛ هر روز، هر گفتوگو، هر تصمیم، فرصتی برای تحول باشد. بیاییم با هوشیاری، مسئولیتپذیری و امید، فرصتهای پیشرو را غنیمت شماریم و با بهرهگیری از آنها، مسیر زندگی خود و اطرافیانمان را به سوی موفقیت پایدار هدایت کنیم.
واژه «فرصت» به زمان مناسب برای انجام کاری اطلاق میشود که نتیجه آن با موفقیت همراه خواهد بود. واژه «ضیع» نیز به معنای از دست رفتن یا پایان یافتن چیزی است که گذرا بودن فرصتها را نشان میدهد.
نقش فرصتها در جهتدهی به اهداف زندگی
فرصتها موقعیتهایی هستند که فرد را در مسیر دستیابی به اهدافش قرار میدهند. این موقعیتها، چه کوتاه مدت باشند و چه بلند مدت، در حوزههای گوناگون زندگی مانند کار، تحصیل، روابط اجتماعی و شخصی و حتی تفریح وجود دارند. فرصتها لحظاتی هستند که بهرهبرداری درست از آنها موجب پیشرفت فرد و جامعه خواهد شد. برخی از فرصتها ممکن است به آسانی از دست بروند و دیگر بازنگردند. از این رو، هر فرد باید پیش از دیر شدن، قدر این لحظات ارزشمند را بداند و از آنها به بهترین شکل بهره گیرد.
تکرارناپذیری برخی فرصتها و ماندگاری حسرت
گاهی اوقات، فرصتها ممکن است دوباره به دست آیند، اما همیشه اینگونه نیست. برخی از فرصتها تنها یک بار در عمر رخ میدهند و اگر از دست بروند، هرگز بازنمیگردند. در طول زندگی، ممکن است فرصتهای مشابهی به دست آید، اما فرد موفق کسی است که از تجربههای گذشته بیاموزد و در آینده بهتر عمل کند تا سبب ناراحتی او نشود؛ زیرا فرصتها دریچههایی به سوی تغییر و پیشرفت به شمار میروند. هنگامی که فرصتی از دست میرود، حسرتی باقی میماند، زیرا شاید آن فرصت راهی برای رسیدن به هدفی بزرگ، تجربهای ناب یا حتی لحظهای شیرین بوده باشد. اندوه ناشی از دست دادن فرصت، بیشتر به این دلیل است که انسان درمییابد دیگر راه بازگشتی به آن لحظه و مکان وجود ندارد. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودهاند:«مَنْ أَخَّرَ اَلْفُرْصَةَ عَنْ وَقْتِهَا فَلْيَكُنْ عَلَى ثِقَةٍ مِنْ فَوْتِهَا؛[1]هر كس فرصت را از زمانش به تأخير اندازد، مطمئن باشد كه آن را از دست مىدهد».
ریشههای روانی اندوه ناشی از فرصتهای از دست رفته
گاهی اوقات، از دست رفتن فرصتها به سبب احساس ناتوانی در بهرهبرداری از آن، احساس ناراحتی عمیقی در فرد ایجاد میکند. این احساس به دلیل از دست رفتن تمامی نتایج و دستاوردها همراه با آن فرصت است. از آنجا که زمان و منابع انسان محدود است، از دست رفتن فرصتها به ما یادآوری میکند که ظرفیت ما برای رسیدن به اهداف نیز محدود است. این آگاهی از محدودیتها، احساس حسرت و اندوه را در ما تقویت میکند. علاوه بر این، از دست رفتن فرصتها گاهی با احساس ناتوانی و پشیمانی همراه است. این احساس ناشی از آن است که ما نتوانستهایم به بهترین شکل از فرصت پیشآمده استفاده کنیم، چه به دلیل ترس، تردید، سهلانگاری یا عوامل خارجی. این ناتوانی در بهرهبرداری از فرصتها به پشیمانی تبدیل میشود، به ویژه اگر متوجه شویم که آن فرصت میتوانست مسیر زندگی ما را به شکل مثبتی تغییر دهد.
فرصتها در تربیت فرزند؛ لحظات سرنوشتساز و تکرارناپذیر
فرصتها در مسیر تربیت فرزندان، لحظاتی حساس و گاهی تکرارناپذیر هستند که اگر والدین یا مربیان نسبت به آنها حساس نباشند، آثار جبرانناپذیری بر شکلگیری شخصیت، تواناییها و آینده فرزند به جای میگذارند. در این دیدگاه، رشد اخلاقی و تربیت دینی کودک با شناخت و بهرهبرداری صحیح از لحظات اثرگذار ممکن میشود؛ یعنی والدین باید هوشیارانه موقعیتهایی را که امکان تأثیرگذاری مثبت بر رفتار، باورها و مهارتهای فرزند فراهم میآورد، غنیمت شمارند.
پاسخگویی به نیازهای تربیتی کودک و نقش غفلت والدین
زمانی که یک سؤال مهم در ذهن کودک شکل میگیرد، یا موقعیتی برای تجربه یک ارزش الهی، اخلاقی یا مهارت جدید پدید میآید، پاسخگویی هوشمندانه و توضیح صحیح، گشاینده راهی برای نهادینه شدن آن ارزش یا مهارت است. اگر پدر یا مادر این لحظات را نادیده بگیرند یا از کنار آن بیتفاوت بگذرند، فرصتی برای تربیت فرزند از دست میرود و چهبسا بعدها دیگر آن موقعیت به همان شکل بازنگردد. بسیاری از دغدغهها و مشکلات نوجوانی و جوانی، ریشه در غفلت والدین از فرصتهای تربیتی دوران کودکی دارد؛ غفلت از گفتگو، بازی، آموزش و به ویژه بیان تجربههای زندگی در قالبی دلنشین است.
فرصت تربیتی در تعاملات روزمره و اهمیت حضور والدین
فرصتها تنها به رخدادهای بزرگ محدود نمیشوند؛ بلکه در تعاملات روزمره، درک احساس کودک، پذیرش اشتباهات او، تشویقهای به موقع، انتقادهای سازنده و مشارکت دادن فرزند در تصمیمگیریهای خرد و کلان خانواده، همگی مصداق فرصت تربیتی هستند. تربیت موفق، محصول حضور آگاهانه، انعطاف اخلاقی، صبر و نیز استفاده شایسته از فرصتهایی است که خدای متعال در اختیار والدین قرار میدهد تا روح و شخصیت فرزند را غنی کنند و او را برای یک زندگی شاد، سالم و هدفمند آماده سازند.
فرصت، دروازه رشد و تفاوت درک ارزش آن در گذر زمان
فرصتها دروازههایی به سوی رشد معنوی و مادی هستند که تجربههای جدیدی را برای ما رقم میزنند و زمانی برای شکوفا شدن استعدادهای ما است. از دست دادن این فرصتها به معنای از دست دادن امکان رشد و پیشرفت است. مقایسه خود با دیگران و مشاهده موفقیت آنان در استفاده از فرصتهای مشابه، احساس عقب ماندن و ناکامی را در ما تشدید میکند. در نهایت، درک ارزش واقعی فرصتها اغلب با گذشت زمان و مشاهده پیامدهای از دست دادن آنها اتفاق میافتد، و این درک دیرهنگام منجر به اندوه عمیقی میشود.
بهرهگیری از لحظات برای موفقیت و توسعه پایدار
فرصتها، لحظاتی زودگذر اما سرنوشتساز هستند که در مسیر زندگی انسان نقش بزرگی دارند. بهرهبرداری آگاهانه از این لحظات، نهتنها زمینهساز رشد فردی و اجتماعی است، بلکه از حسرتهای آینده نیز جلوگیری میکند. همانگونه که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) هشدار دادهاند، تأخیر در استفاده از فرصتها، به معنای از دست دادن آنها است.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که با نگاهی ژرفتر به لحظات زندگی بنگریم؛ هر روز، هر گفتوگو، هر تصمیم، فرصتی برای تحول باشد. بیاییم با هوشیاری، مسئولیتپذیری و امید، فرصتهای پیشرو را غنیمت شماریم و با بهرهگیری از آنها، مسیر زندگی خود و اطرافیانمان را به سوی موفقیت پایدار هدایت کنیم.
واژه شناسی
- إِضَاعَة
از دست داد.[2]
- الفُرْصَةَ
فرصت را غنيمت شمرد.[3]
- غُصَّه
غمی كه بر انسان وارد شود، اندوه، ناخشنودى.[4]
واژه کاوی
- إِضَاعَةُ (ضیع)
«ضیع» معنای از دست رفتن[5] و پایان شکل و نظم چیزی است.[6]
«أَضَاعَ عِيَالَه» یعنی شخصی سرپرستی و نگهداری خانوادهاش شانه خالی کرد.[7]
«أَضَاعَ عِيَالَه» یعنی شخصی سرپرستی و نگهداری خانوادهاش شانه خالی کرد.[7]
- فُرْصَة(فرص)
[1]- غرر الحکم و دررالحکم، ص638.
[2]- فرهنگ ابجدى، ص86.
[3]- فرهنگ ابجدى، ص104.
[4]- فرهنگ ابجدى، ص642.
[5]- معجم المقاييس اللغة، ج3، ص380.
[6]- التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج7، ص57.
[7]- تاج العروس من جواهر القاموس، ج11، ص315.
[8]- كتاب العين، ج7، ص112.
[9]- کلیدگشایش نهجالبلاغه، ص612.
[10]- لسان العرب، ج7، ص64.
اضف تعليق