وَ قَالَ (علیه السلام):
«غَيْرَةُ الْمَرْأَةِ كُفْر وَ غَيْرَةُ الرَّجُلِ إِيمَان».
ترجمهها
- ترجمه نهج البلاغه (فقیهی)
«غيرت و تعصب زن (در مقابل شوهر) کفر است و غيرت و تعصب مرد در برابر زن ايمان است».
(نهج البلاغه، ترجمه فقیهی، ص679)
(نهج البلاغه، ترجمه فقیهی، ص679)
- ترجمه نهج البلاغه (استاد ولی)
- ترجمه نهج البلاغه (بهرام پور)
«غیرتورزی زن (بر شوهرش) حق پوشی است و غیرت ورزی مرد (بر همسرش) ایمان».
(نهج البلاغه ترجمه روانباشرح واژگان، ابوالفضل بهرام پور، ص708)
(نهج البلاغه ترجمه روانباشرح واژگان، ابوالفضل بهرام پور، ص708)
- ترجمه نهج البلاغه (فیض الاسلام)
در باره غيرت فرموده است:
«غيرت زن (بر مرد) كفر است (زيرا مستلزم حرام دانستن دو زن يا بيشتر است براى يك مرد كه خدا آنرا حلال نموده) و غيرت مرد (بر زن) ايمان است (چون موجب حرام دانستن اشتراك دو مرد است در يك زن كه خدا آنرا حرام كرده)».
(ترجمهوشرحنهجالبلاغه، فيضالاسلام، ج6، ص1144)
«غيرت زن (بر مرد) كفر است (زيرا مستلزم حرام دانستن دو زن يا بيشتر است براى يك مرد كه خدا آنرا حلال نموده) و غيرت مرد (بر زن) ايمان است (چون موجب حرام دانستن اشتراك دو مرد است در يك زن كه خدا آنرا حرام كرده)».
(ترجمهوشرحنهجالبلاغه، فيضالاسلام، ج6، ص1144)
شروح
- ترجمۀ توضيح نهج البلاغه (آیت الله شیرازی)
«زن اگر غيرت ورزد و مانع ازدواج مجدد شوهر گردد كفر عملى است، چنان كه اگر كسى حج را رها كند مرتكب كفر عملى شده است، زيرا كفر اعتقادى، به معناى انكار اصول وتر ك فروع دين، و كفر عملى به معناى معصيت است. و امّا غيرت ورزيدن مرد، به اين معنا كه زنا نكند و زن را از منكر و پليدى بازدارد، عين ايمان است، زيرا مقتضاى ايمان جلوگيرى از بدكارى است».
(ترجمۀ توضیح نهج البلاغه، آیت الله سید محمد شیرازی، ج4، ص404)
(ترجمۀ توضیح نهج البلاغه، آیت الله سید محمد شیرازی، ج4، ص404)
- توضیح نهج البلاغه (ابن میثم)
«غيرت مرد، ايمان و غيرت زن، كفر است».
اما قسمت اوّل: از آن جهت كه غيرت مرد، باعث خشم او به خاطر خشم خداست به دليل شركت دو مرد، در يك زن. و خشمى كه در حقيقت خشم خداست، با خوشنودى خدا ناسازگار و پشتوانه نهى اوست، و ايمان هم، همان است.
امّا بخش دوّم: از آن رو كه زن در حرام داشتن چيزى كه خداوند حلال فرموده يعنى شريك بودن دو زن و يا بيشتر در يك مرد، اظهار غيرت مىكند، رو در روى مرد مىايستد و بر او اعتراض مىكند، و حرام داشتن چيزى كه خدا حلال نموده است و خشم نسبت به چيزى كه خدا بدان راضى است، اعتراض بر خدا و ناگزير نوعى كفر است.
(ترجمهشرحنهجالبلاغه، ابنميثم، ج5، صص520و521)
اما قسمت اوّل: از آن جهت كه غيرت مرد، باعث خشم او به خاطر خشم خداست به دليل شركت دو مرد، در يك زن. و خشمى كه در حقيقت خشم خداست، با خوشنودى خدا ناسازگار و پشتوانه نهى اوست، و ايمان هم، همان است.
امّا بخش دوّم: از آن رو كه زن در حرام داشتن چيزى كه خداوند حلال فرموده يعنى شريك بودن دو زن و يا بيشتر در يك مرد، اظهار غيرت مىكند، رو در روى مرد مىايستد و بر او اعتراض مىكند، و حرام داشتن چيزى كه خدا حلال نموده است و خشم نسبت به چيزى كه خدا بدان راضى است، اعتراض بر خدا و ناگزير نوعى كفر است.
(ترجمهشرحنهجالبلاغه، ابنميثم، ج5، صص520و521)
- توضیح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید)
«غيرت زن، كافرى است و غيرت مرد، ايمان».
مرجع شناخت درستى اين سخن عقل است، و چون مرد عاقلتر و خود دارتر است، غيرت و رشك بردن او به جا و بر او واجب است زيرا نهى از منكر واجب است و انجام دادن امور واجب از ايمان شمرده مىشود. چون زن كم عقلتر و كم صبرتر است رشگ و غيرت او بر گمان نادرست و خيال باطل است و چون به جا و به موقع انجام نمىشود قبيح است. على (عليه السّلام) از لحاظ اشتراك قبح ميان آن و كفر آن را كفر نام نهاده است. وانگهى رشك و غيرت زن را به انجام دادن كارهايى از قبيل سحر و جادو وا مىدارد كه به راستى كفر است و در حديث مرفوع آمده است كه سحر و جادو كفر است و دلتنگى و اضطراب زن را وادار مىكند كه خشمگين شود و دشنام دهد و الفاظى را به زبان آورد كه بدون ترديد كفر است.
(جلوهتاريخدرشرحنهجالبلاغه، ابنابىالحديد، ج7، ص347)
مرجع شناخت درستى اين سخن عقل است، و چون مرد عاقلتر و خود دارتر است، غيرت و رشك بردن او به جا و بر او واجب است زيرا نهى از منكر واجب است و انجام دادن امور واجب از ايمان شمرده مىشود. چون زن كم عقلتر و كم صبرتر است رشگ و غيرت او بر گمان نادرست و خيال باطل است و چون به جا و به موقع انجام نمىشود قبيح است. على (عليه السّلام) از لحاظ اشتراك قبح ميان آن و كفر آن را كفر نام نهاده است. وانگهى رشك و غيرت زن را به انجام دادن كارهايى از قبيل سحر و جادو وا مىدارد كه به راستى كفر است و در حديث مرفوع آمده است كه سحر و جادو كفر است و دلتنگى و اضطراب زن را وادار مىكند كه خشمگين شود و دشنام دهد و الفاظى را به زبان آورد كه بدون ترديد كفر است.
(جلوهتاريخدرشرحنهجالبلاغه، ابنابىالحديد، ج7، ص347)
- شرح سلونی
امیرالمؤمنین (علیه السلام): «غَيْرَةُ الْمَرْأَةِ كُفْروَغَيْرَةُ الرَّجُلِ إِيمَان؛ غيرت زن، كفر آور، و غيرت مرد نشانه ايمان او است».
مفهوم لغوی «غیرت» و «کفر»:
در زبان عربی لغات معانی متفاوتی دارند به همین علت ظاهر کلام عربی ممکن است موجب ابهام شود. بنابراین، بررسی معانی گوناگونِ هر واژه به رفع ابهام در معانی کمک میکند. در ادامه، معنی «غیرت» و «کفر» را بررسی میکنیم.
Ø «غیرت» به معنای دگرگون شدن حالت انسان در هنگام مشاهدۀ حد شکنی کردن به حریم او است.
در عرف جامعه، «غیرت» به نوعی حساسیت مثبت نسبت به حرمت، عفت و ناموس گفته میشود.
Ø «کفر» همیشه به معنای انکار عقیده نیست؛ بلکه گاه به معنای پوشاندن حقیقت است.
تفاوت حکمت در دو نوع غیرت
تفاوت میان غیرت زن و مرد از تفاوت نقشها و وظایف آنان در نظام خلقت سرچشمه میگیرد. مرد، نگهبان خانواده و مسئول حفظ از حریم او است؛ بنابراین غیرت او لازمهی ایمان است ولی زن، مظهر لطافت، آرامش و محبت است و اگر غیرت او از مسیر طبیعی خود خارج شود؛ با شک، کنترل افراطی و بیاعتمادی، فضای زندگی را نابود میکند، در واقع گرفتار نوعی کفر میشود که نتیجهاش از بین رفتن آرامش است. در ادامه غیرت در مرد و در خانم را بررسی میکنیم.
غیرت در مرد، نشانه ایمان
غیرت در مرد به معنای احساس مسئولیت در حفاظت از عفت، حرمت و کرامت خانواده است. مردی که نسبت به حرمت همسر و خانوادۀ خویش بیتفاوت باشد، در واقع نسبت به ارزشهای الهی سست شده است. از همین رو، غیرت مرد نشانۀ ایمان او معرفی شده است؛ زیرا این صفت از تعهدهای دینی محسوب میشود و نشانهای از سلامت روح، غیرت دینی و پایبندی به ارزشهای الهی در وجود انسان است. مرد غیور کسی است که نسبت به احترام خانواده خود بیاعتنا نیست و همواره میکوشد محیط خانواده را از آلودگیهای اخلاقی و رفتارهای ناسالم حفظ کند. این مراقبت نه از سر حسادت نامناسب، بلکه از سر غیرت ایمانی و مسؤلیتپذیری مردانه است که خدای متعال آن را مایۀ بقا و آرامش جامعه قرار داده است.
غیرت ناپسند
همانگونه که تفریط در هر امری ناپسند است، افراط نیز زیانآور خواهد بود، در غیرت هم باید اعتدال رعایت شود. بیغیرتی تفریط است و همچنین افراط که نوعی وسوسه است صفت مذمومی است همانگونه که امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: «إِيَّاكَ وَ اَلتَّغَايُرَ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ يَدْعُو اَلصَّحِيحَةَ إِلَى اَلسُّقْمِ وَ اَلْبَرِيئَةَ إِلَى اَلرَّيْبِ؛[2] زنهار بپرهيز از غيرتورزى در موردى كه جاى آن نيست، زيرا اين كار انسان درست و سالم را به بيمارى مىخواند، و شخص بىگناه را به بدگمانى».
چنانچه فردی به جای غیرت واقعی، دچار وسواس شود و این وسواس را با غیرت اشتباه بگیرد، ممکن است با محدودیتهای بیش از حد بر محارم خویش، آنان را خسته کند. این افراطکاری و فشار زمینهساز بیاعتمادی در آن خانواده میشود.
غیرت در خانم، نشانۀ کفر
کفر آور بودن غیرت زن، به این معنا است که اگر غیرت زن از حد اعتدال نشان دهد و به شکل افراطی و غیرمنطقی بروز کند، منجر به پیامدهای منفی همچون بیاعتمادی، بدگمانی، محدودیتهای بیمورد، ایجاد فتنه و آشوب گردد. این نوع غیرت که ناشی از ضعف نفس، ترس از دست دادن، یا حسادت است، در واقع نوعی کفر محسوب میشود؛ زیرا این صفت وقتی در زن به شکل افراطی بروز کند، آرامش خانواده را از بین میبرد و در مواردی حتی باعث جدایی و پاشیدگی خانواده میگردد.
نتیجهگیری
غیرتِ واقعی که ریشه در ایمان و عقل دارد، در مرد به صورت پاسداری خردمندانه و در زن به شکل عفت و وقار متجلی میشود و عامل قوام خانواده و رشد معنوی است؛ در حالی که خروج آن از مسیر اعتدال، چه در قالب وسواس و خشونت در آقایان و چه در قالب حسادت و بدگمانی بانوان، زمینهساز فروپاشی اخلاقی و تزلزل بنیاد خانواده خواهد بود.
مفهوم لغوی «غیرت» و «کفر»:
در زبان عربی لغات معانی متفاوتی دارند به همین علت ظاهر کلام عربی ممکن است موجب ابهام شود. بنابراین، بررسی معانی گوناگونِ هر واژه به رفع ابهام در معانی کمک میکند. در ادامه، معنی «غیرت» و «کفر» را بررسی میکنیم.
Ø «غیرت» به معنای دگرگون شدن حالت انسان در هنگام مشاهدۀ حد شکنی کردن به حریم او است.
در عرف جامعه، «غیرت» به نوعی حساسیت مثبت نسبت به حرمت، عفت و ناموس گفته میشود.
Ø «کفر» همیشه به معنای انکار عقیده نیست؛ بلکه گاه به معنای پوشاندن حقیقت است.
تفاوت حکمت در دو نوع غیرت
تفاوت میان غیرت زن و مرد از تفاوت نقشها و وظایف آنان در نظام خلقت سرچشمه میگیرد. مرد، نگهبان خانواده و مسئول حفظ از حریم او است؛ بنابراین غیرت او لازمهی ایمان است ولی زن، مظهر لطافت، آرامش و محبت است و اگر غیرت او از مسیر طبیعی خود خارج شود؛ با شک، کنترل افراطی و بیاعتمادی، فضای زندگی را نابود میکند، در واقع گرفتار نوعی کفر میشود که نتیجهاش از بین رفتن آرامش است. در ادامه غیرت در مرد و در خانم را بررسی میکنیم.
غیرت در مرد، نشانه ایمان
غیرت در مرد به معنای احساس مسئولیت در حفاظت از عفت، حرمت و کرامت خانواده است. مردی که نسبت به حرمت همسر و خانوادۀ خویش بیتفاوت باشد، در واقع نسبت به ارزشهای الهی سست شده است. از همین رو، غیرت مرد نشانۀ ایمان او معرفی شده است؛ زیرا این صفت از تعهدهای دینی محسوب میشود و نشانهای از سلامت روح، غیرت دینی و پایبندی به ارزشهای الهی در وجود انسان است. مرد غیور کسی است که نسبت به احترام خانواده خود بیاعتنا نیست و همواره میکوشد محیط خانواده را از آلودگیهای اخلاقی و رفتارهای ناسالم حفظ کند. این مراقبت نه از سر حسادت نامناسب، بلکه از سر غیرت ایمانی و مسؤلیتپذیری مردانه است که خدای متعال آن را مایۀ بقا و آرامش جامعه قرار داده است.
غیرت ناپسند
همانگونه که تفریط در هر امری ناپسند است، افراط نیز زیانآور خواهد بود، در غیرت هم باید اعتدال رعایت شود. بیغیرتی تفریط است و همچنین افراط که نوعی وسوسه است صفت مذمومی است همانگونه که امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: «إِيَّاكَ وَ اَلتَّغَايُرَ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ يَدْعُو اَلصَّحِيحَةَ إِلَى اَلسُّقْمِ وَ اَلْبَرِيئَةَ إِلَى اَلرَّيْبِ؛[2] زنهار بپرهيز از غيرتورزى در موردى كه جاى آن نيست، زيرا اين كار انسان درست و سالم را به بيمارى مىخواند، و شخص بىگناه را به بدگمانى».
چنانچه فردی به جای غیرت واقعی، دچار وسواس شود و این وسواس را با غیرت اشتباه بگیرد، ممکن است با محدودیتهای بیش از حد بر محارم خویش، آنان را خسته کند. این افراطکاری و فشار زمینهساز بیاعتمادی در آن خانواده میشود.
غیرت در خانم، نشانۀ کفر
کفر آور بودن غیرت زن، به این معنا است که اگر غیرت زن از حد اعتدال نشان دهد و به شکل افراطی و غیرمنطقی بروز کند، منجر به پیامدهای منفی همچون بیاعتمادی، بدگمانی، محدودیتهای بیمورد، ایجاد فتنه و آشوب گردد. این نوع غیرت که ناشی از ضعف نفس، ترس از دست دادن، یا حسادت است، در واقع نوعی کفر محسوب میشود؛ زیرا این صفت وقتی در زن به شکل افراطی بروز کند، آرامش خانواده را از بین میبرد و در مواردی حتی باعث جدایی و پاشیدگی خانواده میگردد.
نتیجهگیری
غیرتِ واقعی که ریشه در ایمان و عقل دارد، در مرد به صورت پاسداری خردمندانه و در زن به شکل عفت و وقار متجلی میشود و عامل قوام خانواده و رشد معنوی است؛ در حالی که خروج آن از مسیر اعتدال، چه در قالب وسواس و خشونت در آقایان و چه در قالب حسادت و بدگمانی بانوان، زمینهساز فروپاشی اخلاقی و تزلزل بنیاد خانواده خواهد بود.
واژه شناسی
- غَيْرَةُ
حسادت و غيرت همسر نسبت به همسر خود.[3]
- كفر
پوشاندن.[4]
واژه کاوی
- كُفْر
«کفر» به معنای پوشاندن چیزی[5] یا نادیده گرفتن چیزی است[6] و بزرگترين «كفر» انكار آنچه خدا معرفت آن را واجب كرده از قبيل وحدانيّت خدای متعال يا دين يا نبوت است.[7]
«کفر نعمت» پوشاندن یا ترک شکر آن است.[8]
«کفران» بيشتر در انكار نعمت و كفر در انكار دين به كار میرود؛ همانطور که در قرآن کریم آمده است:«فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ؛[9] هر كه از روى ايمان اعمال شايسته را انجام دهد به سعى او ناسپاسى نيست و خدا آن را ناديده نخواهد گرفت بلكه پاداش خواهد داد».[10]
«كافر» كسى است كه اصول يا ضرورى دين را انكار كند.[11]
تفاوت «کفر» و «شرک»:
«کفر» دارای ویژگیهای زیادی است که هر کدام متضاد یک خصلت و ویژگی از ایمان میباشد؛ به بیان دیگر، بنده هرگاه عملی از خصلتهای «کفر» از او سر بزند، در حقیقت خصلتی از خصلتهای ایمان را ضایع کرده است. در مقابل، «شرک» خصلتی واحد است و به معنای قرار دادن معبودی همرتبه یا پایینتر از خدای متعال است؛ همان کسی که شکر نعمتهایش واجب است. البته به دلیل کثرت استعمال و به جهت مبالغه در بیان شدت گناه، گاهی به هر نوع «کفری»، «شرک» نیز گفته میشود.
از نظر تقابل، نقیض «کفر» نعمت، شکر نعمت است و نقیض «کفر» به خدای متعال، ایمان به او میباشد. همچنین به کسی که ایمان را زایل میکند، «کافر» گفته میشود، زیرا وی حقوق خدای متعال و آن چه شکر نعمتش واجب است را نادیده گرفته است. نقیض «شرک» در حقیقت اخلاص است، اما به دلیل کثرت استعمال در معنای اعم «کفر»، به عنوان نقیض ایمان گشته است.
اطلاق نمودن «کفر» تنها برای کسی که منکر نعمتهای خدای متعال باشد، به صورت مَجاز است؛ چرا که این اطلاق به دلیل بزرگی معصیتی است که شخص مرتکب آن شده است. از این رو، «کفر» به عنوان یک اصطلاح و اسم شرعی به شمار میآید، همانطور که ایمان نیز اسمی شرعی و دینی است.
«کفر نعمت» پوشاندن یا ترک شکر آن است.[8]
«کفران» بيشتر در انكار نعمت و كفر در انكار دين به كار میرود؛ همانطور که در قرآن کریم آمده است:«فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ؛[9] هر كه از روى ايمان اعمال شايسته را انجام دهد به سعى او ناسپاسى نيست و خدا آن را ناديده نخواهد گرفت بلكه پاداش خواهد داد».[10]
«كافر» كسى است كه اصول يا ضرورى دين را انكار كند.[11]
تفاوت «کفر» و «شرک»:
«کفر» دارای ویژگیهای زیادی است که هر کدام متضاد یک خصلت و ویژگی از ایمان میباشد؛ به بیان دیگر، بنده هرگاه عملی از خصلتهای «کفر» از او سر بزند، در حقیقت خصلتی از خصلتهای ایمان را ضایع کرده است. در مقابل، «شرک» خصلتی واحد است و به معنای قرار دادن معبودی همرتبه یا پایینتر از خدای متعال است؛ همان کسی که شکر نعمتهایش واجب است. البته به دلیل کثرت استعمال و به جهت مبالغه در بیان شدت گناه، گاهی به هر نوع «کفری»، «شرک» نیز گفته میشود.
از نظر تقابل، نقیض «کفر» نعمت، شکر نعمت است و نقیض «کفر» به خدای متعال، ایمان به او میباشد. همچنین به کسی که ایمان را زایل میکند، «کافر» گفته میشود، زیرا وی حقوق خدای متعال و آن چه شکر نعمتش واجب است را نادیده گرفته است. نقیض «شرک» در حقیقت اخلاص است، اما به دلیل کثرت استعمال در معنای اعم «کفر»، به عنوان نقیض ایمان گشته است.
اطلاق نمودن «کفر» تنها برای کسی که منکر نعمتهای خدای متعال باشد، به صورت مَجاز است؛ چرا که این اطلاق به دلیل بزرگی معصیتی است که شخص مرتکب آن شده است. از این رو، «کفر» به عنوان یک اصطلاح و اسم شرعی به شمار میآید، همانطور که ایمان نیز اسمی شرعی و دینی است.
[1]- زیرا غیرت زن سبب می شود که زن دیگری را که خداوند بر شوهرش حلال ساخته بر او حرام نماید، اما غیرت مرد سبب می شود که زنش به کار حرام آلوده نگردد.(نهجالبلاغه، ترجمه حسیناستاد ولی، ص491)
[2]- غرر الحکم و درر الکلم، ج1، ص169.
[3]- فرهنگ ابجدي، ص99.
[4]- قاموس قرآن، ج6، ص122.
[5]- معجم مقاييس اللغه، ج5، ص191.
[6]- التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج10، ص87.
[7]- قاموس قرآن، ج6، ص122.
[8]- قاموس قرآن، ج6، ص122.
[9]- انبیاء، آیۀ94.
[10]- قاموس قرآن، ج6، ص122.
[11]- قاموس قرآن، ج6، ص122.
اضف تعليق